به نام او که مارا فرا خواند برای کاری بزرگ در مکانی کوچک
قابل توجه دوست دوست داشتنیم
" چه فرقی میکنه "
بهت تبریک میگم که اینطور آزادانه حرف خودت رو میزنی
قصد ندارم که تبصره بزنم اما ای کاش میدونستی تو هیچ تستی به بازیگر توضیحی نمیدن که در واقع چه چیزی رو اجرا کنه اما ما اون روز تا مرز اینکه بهتون متن کارا رو بدیم هم پیش رفتیم حتی چند بار هم اعلام کردیم که "هل من ناصر" آیا کسی هست که بخواهد دوباره اتود بزند ، و از همون اول هم گفتیم اگه شخصیتی رو دیدید که فکر میکنید میتونید درش بیارید روش کار کنید و آخر کار بیاید واسه اتود
گفتیم یا نه ؟
دوست من ، تو گفتی که "شما محیطی پیدا کردید واسه اهداف خودتان " اما میشه بپرسم اهداف ما چیه ؟
که به خاطرش ... حالا بگزریم ... نمیخوام بگم که یعنی بدونید ، ما هر کاری کردیم وظیفه ای بوده که قبولش کردیم و پاشم وایسادیم یعنی پاتونم وایسادیم ولی ...
ولی ای کاش
ای کاش میشد ما هفتاد نفری باهم میرفتیم تو اتاق مهندس ای کاش میشد باهم میرفتیم حراست و گردن خم میکردیم و ای کاش میشد اینطوری ما و شما و تئاتر من و تئاتر تو و اینا نکنیم .
ای کاش میدونستی الان که داری تدارک سفر میبینی یه عده دور هم جمع شدن تا کاری کنن وقتی اومدی خستگی سفر از تنت بیرون شه .
دوست من اینکه چه کسی چه نقشی رو برداره کارگردان تصمیم میگیره و ما هیچ کاره ایم ولی این یه اصل که کارگردان واسه آبروی خودشم که شده بهترین رو انتخاب کنه حالا اگه فکر میکنی تو بهتر بودی یا میتونی بهتر بشی صمیمانه استقبال میکنیم و تو یه تعطیلات وقت داری تا روش کار کنی و اگرم نه که میتونی رو متنایی که در دستور اجرا داریم کار کنی و -- همونطورم که قبلا گفته بودیم -- سعی میکنیم بیاریمش روی وبلاگ البته اگه نویسنده قبول کنه اگرم قبول نکرد که شما میتونی ایمیلت رو با مشخصات بفرستی تا بعد از چند روز نمایشنامه به دستت برسه اونوقت با خیال آسوده میتونی تست بدی رو هر کاراکتری و از هر متنی که خواستی ...
و اما تو گفتی که صداقت در حالی که خودت مارو دعوت کردی به دروغ و اینکه به دوستامون بگیم که ما باهاتون تماس میگیریم صرفا به خاطر اینکه ناراحت نشن و این دروغ یعنی سرآغازی برای یک پایان تراژیک و در عوض دروغ ، ما خیلی صادقانه گفتیم که به علت کمبود وقت فقط دوتا از کارا رو تونستیم اتود بزنیم و بقیه میمونه برای بعد . حالا اگر کسی نتونست توی کارای بعدی هم نقشی بگیره بازم باعث نمیشه که بهش دروغ بگیم تا ناراحت نشه بلکه ما موظفیم بهش آموزش بدیم تا خیلی زود خوشحالی رفتن رو صحنه رو تجربه کنه و ...
به امید دیدار
دوستدارت
"هیچ فرقی نمیکنه"
|
+| نوشته شده توسط
کانون در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
|